تبليغاتX
شروع قالب وبلاگ خبرهای داغ دانشگاه آزاد مشهد

خبرهای داغ دانشگاه آزاد مشهد

بگردیم دنبال شعار"آزادی بیان"
تحصن دانشجویی

 

 

گویا بعضی از دوستان برای بهبود وضعیت فعلی دانشگاه خواستار تحولاتی هستند و قراره تحصنی در تاریخ 16 خرداد 1386 ساعت 9:30 صبح مقابل درب دانشكده مهندسي داشته باشند . برای مشاهده متن کامل بیانیه جنبش دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد به سفارش دوست عزیزمون "یار دبستانی" به لینک زیر مراجعه کنید.آرزومندیم دوستان دانشجویی که در این تحصن شرکت میکنن به خواسته هاشون برسن و مشکلی هم پیش نیاد!

 

 

 

www.yaredabestanyy.blogfa.com 

 

www.president.ir

مشكلات خود را با SMS به شبكه 2 ارسال كنيد  10002230

يا با این شماره تماس بگيريد 021- 2201266

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت4:5توسط قاصدک |
ساعت ۵ بعدازظهر امروز ( سه شنبه 4/2/86 )

 

 

 

امروز خانوم معاون مدير گروه حسابداري  با چهره اي سراسر معصوميت همراه سه تا بچشون -خانوم نسبتا جووني که دست دو تا بچه كوچيكو گرفته بود و يكي هم بغلش بود-  تشريف ميارن دانشکده علوم انسانی واقع در قاسم آباد و "برحسب اتفاق" قصد مي كنن كه به اتاق همسر "عزيزشون!!" سری بزنن .. بعد از ورود ؛ همسرشون رو كه طبق معمول هر روز با الهه جون – يكي از دانشجويان همون دانشكده – در حال "مصاحبت!" بودند رويت ميكنن...خانوم هم كه واسه اومدنشون دلايل عديده اي داشتن - من جمله ديدن خانوم صيغه اي آقا يا به عبارتي همون الهه جون-  با نهايت احترام با همسر خائنشون با صداي بلند بحث ميكنن و آقا هم كه بهشون برخورده كه خانومش تونسته نامرديشو برای بار چندم و درمحل کارش به روش بياره،حرصش ميگيره و نميتونه خودش رو "كنترل" كنه؛صداش رو بالاتر ميبره -  با كمي اسانس فحش و ناسزا- و خانوم هم كم نمياره و دعوا شروع ميشه با همون اسانس ياد شده - كه البته وقتي مخاطب اين آقاهه باشه بايد بگيم "باسزا" -  و بعد...

و بعد هم بنا به رسم تموم  "نامرداي مرد نما" مثل دفعه هاي قبل شروع به "كتك كاري!" ميكنه – البته بايد يادآور شد كه اين آقاي معاون مدير گروه باز هم از اين كتك كاريها تو دانشكده داشتن؛البته با دانشجويان و آب از آب هم تكون نخورده!- و با كمال وقاحت خانومش رو روي زمين ميكشه و ميزنتش و فرياد ميزنه كه تو غلط كردي اومدي اينجا!...(قابل توجه خانومايي كه مايل به ادامه زندگيشونن،بدون اطلاع قبلي به محل كار همسرشون نرن)!!..

 در همين اوضاع بچه كوچيك اين زوج "خوشبخت" كه تو بغل يكي از دانشجوها بوده همسر جديد باباش رو نشون ميده و با معصوميت كودكانش و با صداي آرومي ميگه:" اين خانومه زن صيغه اي بابامه" و الهه جون هم كه تا اون موقع زياد دخالت نميكرده با غيض رو به بچه در حضور اساتيد ديوار به ديوار و دانشجويان محروم از اظهار نظر - كه از همون لحظه اول خودشون رو به سينماي هميشه اكشن دانشگاه رسونده بودن-  ميگه "خفه شو!"

در همين حين مدیر گروه مدیریت هم که خیلی آدم مومن و باشخصیتیه هر چی سعی میکنه جلوی این رفتارهای دوران پارینه سنگیه آقا رو بگیره موفق نمیشه ...رئیس دانشکده هم که از این منظره شوکه میشه شقیقه هاش رو فشاری میده و به اتاق خودش در طبقه چهارم برمیگرده ..تموم ماموراي دانشگاه هم که خودشون رو از پائين و بالا پرتاب کرده بودن به طبقه سوم  ؛ اونا رو جدا ميكنن...

بالاخره..اين آقاي نامرد محترم!! بعد از نشان دادن شخصيت واقعيش ، پيش نظر جمعي از اساتيد و دانشجويان و مسئولين اين دانشكده با كمال پررويي و بي شرمي دست خانوم صيغه ايشو ميگيره و با صدايي مهربان و نگاهي عاشقانه ميگه:" بريم الهه جون" !!!

 

البته در مورد صحت صيغه بودن الهه خانوم يا ساير نسبتهاشون اطلاعات دقيقي نداريم!

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت21:18توسط قاصدک |
پایان قالب وبلاگ